واژهها و عبارتهای پرکاربرد در موضوع Allgemein
abbiegen
پیچیدن، منحرف شدن، دور زدن (مسیر)
abblocken
مسدود کردن، متوقف کردن، جلوگیری کردن
abdrehen
بستن، باز کردن، فیلمبرداری کردن
der Abend (die Abende)
عصر، غروب
das Abendessen (die Abendessen)
شام
abends
عصرها
abenteurlich
ماجراجو
abfahren
حرکت کردن
abgesehen von
به جز، صرفنظر از، به غیر از
abhalten
بازداشتن، برگزار کردن
abholen
دنبال کسی رفتن، آوردن، تحویل گرفتن
der Ablauf (Abläufe)
روند، جریان، روال؛ انقضا، پایان
ablaufen
منقضی شدن، به پایان رسیدن؛ اتفاق افتادن، جریان داشتن
ablehnen
رد کردن، نپذیرفتن
ablenken
حواس پرت کردن، منحرف کردن
نمایش 1 تا 15 از 1462 کلمه.