واژهها و عبارتهای پرکاربرد در موضوع Gesellschaft und Politik
abschaffen
لغو کردن، منسوخ کردن
abschrecken
بازداشتن، ترساندن
abstimmen
رأی دادن، هماهنگ کردن
die Amtssprache (die Amtssprachen)
زبان رسمی
anerkennen
شناختن، به رسمیت شناختن، پذیرفتن، قدردانی کردن
die Anerkennung (die Anerkennungen)
قدردانی، به رسمیت شناختن، تأیید
angehören
متعلق بودن، عضو بودن
angreifen
حمله کردن، هجوم بردن، انتقاد کردن
der Angriff (die Angriffe)
حمله، یورش
die Anhängerschaft (die Anhängerschaften)
پیروان، طرفداران، حامیان
das Ansehen
اعتبار، آبرو، پرستیژ؛ ظاهر
der Anspruch (Ansprüche)
حق، مطالبه؛ انتظار
anständig
شایسته، محترم، باادب، منصف
arm
فقیر، بیچیز، تهیدست
das Asyl ( (selten) die Asyle)
پناهندگی، پناه
نمایش 1 تا 15 از 243 کلمه.