واژهها و عبارتهای پرکاربرد در موضوع Universität und Studium
abbrechen
شکستن، قطع کردن، لغو کردن، نیمهکاره رها کردن
die Abfassung (die Abfassungen)
نگارش، تألیف، نوشتن
ablegen
امتحان دادن، درآوردن
abschließen
قفل کردن؛ تکمیل کردن، به پایان رساندن (مثلاً تحصیلات، قرارداد)
der Abschluss (die Abschlüsse)
مدرک، فارغالتحصیلی، اتمام
abschneiden
بریدن، نتیجه گرفتن
abschreiben
کپی کردن، رونویسی کردن، سرقت ادبی کردن
absolvieren
تکمیل کردن، فارغالتحصیل شدن
anstreben
هدف قرار دادن، تلاش کردن برای
anstrengen
تلاش کردن، زحمت کشیدن؛ خسته کردن
die Aufnahme (die Aufnahmen)
پذیرش، ثبت، ضبط
aufnehmen
شروع کردن (تحصیل)؛ پذیرفتن؛ ضبط کردن
der Aufsatz (die Aufsätze)
انشا، مقاله
aufschreiben
یادداشت کردن
der Austausch (die Austausche)
مبادله، تبادل؛ تبادل دانشجو
نمایش 1 تا 15 از 104 کلمه.